حسن حسن زاده آملى
399
ده رساله فارسى (فارسى)
غذا و قربانى كردن معرفتى به اشكال اعضاء و هيئات آنها تحصيل كرده بودند . اول ملتى از قدماء كه به علم شريف تشريح اعتناء كرده بود حكماى اصطخر فارس بودند و پس از آنها اطباى مصر كه به تكميل صنعت حفظ اجساد موتى و ذخيره كردن و تازه و خوب نگاهداشتن آنها بيشتر از شفاى مرضى اهتمام داشتند لذا در شكافتن بدن انسانها و موميائى كردن آنها به مطالبى تشريحى دست يافتند . بعد از آنها يونانيان در اين علم شريف بيشتر دقت كردند و اعتناء زياد نمودند ليكن چون تشريح انسان در مذهبشان نهى شده بود و محرم بود هر چه امتحان و تحقيق مىكردند در حيوانات بود حتى اينكه ذى مقراطيس ( ديموكريت ) حكيم ، استاد بقراط غالبا اوقات خود را در بيابانها و جايهاى خلوت و جنگلها بسر مىبرد و به عمل تشريح اشتغال داشت عوام الناس او را مجنون مىخواندند بقراط تجسس كرده معلوم نمود كه خلوتى مىجسته است كه حيوانى بدست آورده تشريح نمايد به مردم خبر داد كه اين نه مجنون است عاشق علم است و به تكميل تشريح مىكوشد . ارسطاطاليس استاد اسكندر كه تخمينا هزار سال قبل از بعثت حضرت ختمى ماب صلّى اللّه عليه و إله و سلّم مىزيست اول كسى است كه حيوانات زنده را تشريح كرد و از مشابهت و مقايست حيوانات به انسان بعض مطالب و تعريف و بيانات در علم تشريح نوشت . و در رأى بقراط كه پيش از وى بود و مىپنداشت اوعيه دمويه از دماغ رستهاند طعن مىزد كه اين اوعيه از قلب رستهاند نه از دماغ يعنى منبت اوعيه خون قلب است نه دماغ . در تاريخ تشريح آوردهاند كه بقراط و شاگرد وى « اسكليپياذ » در علم تشريح چندان كامل و متين نبودهاند و تنها تشريح عظام و مواضع احشاء را مىدانستند اما شرايين را از آورده و اعصاب را از اوتار تميز نمىدانند . آوردهاند اول كسى كه اجساد آدمى را تشريح كرد و كالبد انسان را شكافت دو